به گزارش خبرنگار مهر، نشست « بررسی ابعاد اعتراف علنی رئیس جمهور آمریکا از تروریسم و تجزیهطلبی در ایران از منظر سیاست بین الملل» با ابتکار مؤسسه راهبردی دیده بان در خبرگزاری مهر برگزار شد که در ادامه محور دیدگاه های کارشناسان از نظر میگذرد.
در دیماه ۱۴۰۴ اعتراضاتی در ایران رخ داد که میزان خشونت و خسارات جانی و مالی آن انطباقی با موارد گذشته در سال های ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱ نداشت. در حالی که ناآرامی های قبل در اوج خود و در یک بازه یک هفته تا ده روز و حتی در مورد ۱۴۰۱ بطور پراکنده در ۳ ماه طبق آمار رسمی تنها در حدود ۳۰۰ کشته و جمعا زیر هزار کشته برجای گذاشتند؛ اما این بار در تنها دو روز اعتراض آمارهای رسمی رقمی بیش از ۳ هزار کشته را نشان می دهد. این جهش غیر طبیعی به روشنی حکایت از احتمال وجود یک متغیر مداخله گر غیر متعارف یا غیر معمول در این صحنه دارد.
این سؤال برای هفته ها و ماه ها ذهن تحلیل گران را به خود مشغول ساخته بود تا اینکه در میانه جنگ و زمانی که آمریکایی ها از انفعال تروریست های سازمان یافته در جنگ علیه ج.ا.ا به تنگ آمده و ترامپ طی اظهار نظری کردها ( گروهک های تروریستی کردی) را مسئول شکست پروژه آشوب های دیماه اعلام کرد. در این اعتراف ترامپ کردها(گروهک های تروریستی کردی) را از این جهت مورد انتقاد قرارداد که سلاح های ارسالی آمریکا برای استفاده در آشوب های دیماه را به دست معترضین نرسانده اند.
این اعتراف علنی بی سابقه از سوی عالی ترین مقام دولت آمریکا چند گزاره بسیار مهم را در خود نهفته دارد. نخست آنکه آمریکایی ها با گروه های تروریستی شناخته شده ضدایرانی در ارتباط هستند و آنها را بخشی از جنگ افزار خود علیه ج.ا.ا می دانند. دوم آنکه این تروریست ها توسط دولت آمریکا حمایت مالی، لجستیکی و تسلیحاتی می شوند. سوم آنکه آمریکایی ها اراده تسلیح معترضین ایرانی را داشته اند و پیامدهای تسلیح معترضین کاملا مشخص است: قرار گرفتن مردم در برابر نیروهای مسلح، کشتار وسیع، جنگ شهری و جنگ داخلی. چهارم آنکه این تصمیم در سطح اراده باقی نمانده و آمریکایی ها عملیاتی شدن این تصمیم را از طریق ارسال سلاح به یکی از خطرناک ترین گروه های تروریستی ضد ایرانی دنبال کرده اند.
حال که اراده فعال آمریکایی ها برای مسلح نمودن معترضین ایران روشن شده؛ نکته مهم آن است که به احتمال زیاد آمریکایی ها این مهم را صرفا از یک کانال دنبال نکرده اند. آنچه مسلم است حوزه دسترسی و نفوذ تروریست های تجزیه طلب کرد نهایتاً می تواند محدود به مناطق کرد نشین ایران در غرب و شمال غرب کشور باشد. پس برای مسلح کردن معترضین در سایر نقاط کشور تدابیر دیگری اندیشیده شده و شاید با موفقیت به اجرا در آمده باشد.
اکنون سؤال اینجاست که آیا می توان ارتباط مستقیمی میان اعتراف ترامپ به تسلیح معترضین و آمار شوکه کننده کشته ها برقرار کرد؟ این اعتراف از ابعاد مختلف از جمله حقوقی ،سیاسی، امنیتی چه معنا و چه پیامدهایی داشته و چه فرصت های تهاجمی را پیش روی کشور قرار می دهد؟
در سومین نشست از سلسله نشست های علمی، فواد ایزدی، دانشیار مطالعات آمریکا در دانشگاه تهران، و احسان موحدیان، دکتری روابط بینالملل و مدرس دانشگاه، ابعاد اعتراف علنی رئیس جمهور آمریکا درحمایت از تروریسم و تجزیه طلبی در ایران از منظر سیاست بین الملل را مورد نقد و بررسی قرار دادند. لازم به ذکر است که این نشست با ابتکار مؤسسه راهبردی دیدبان در خبرگزاری مهر در ۱ مهرماه برگزار شد که محورهای آن را در ادامه میخوانید:
سیاست ۴۷ ساله آمریکا سرنگونی حکومت ایران
فواد ایزدی با تأکید بر اینکه از سال ۵۷ هدف اصلی آمریکا سرنگونی حکومت ایران بوده است، گفت: دوگانه «تغییر رفتار» و «تغییر حکومت» در واقع یک واقعیت واحد است، زیرا حوزههایی که آمریکا بر تغییر رفتار ایران در آنها اصرار دارد، همان حوزههایی است که قدرت ایران از آنها نشأت میگیرد. از حدود ۱۰ تا ۱۲ سال پیش، کارشناسان اسرائیلی به این نتیجه رسیدند که ایران باید تجزیه شود، زیرا حتی با تغییر حکومت، هر حکومت جدیدی که دغدغه ملی داشته باشد، در نهایت به قدرت منطقهای تبدیل خواهد شد. این نگاه در دولت دوم ترامپ به سیاست رسمی آمریکا تبدیل شد.
سیآیای و بیست سال سرمایهگذاری بر گروههای تروریستی تجزیه طلب کرد
وی افزود: سازمان سیآیای در اقلیم کردستان عراق بیش از بیست سال است که گروههایی را سازماندهی، تأمین مالی و تسلیح میکند. طراحی چهارسالهای وجود داشت که در آن حملات متعدد، اغتشاشات و کودتا پیشبینی شده بود و قرار بود بخشهایی از کردستان ایران جدا شود. ترامپ با اعتراف علنی، در حقیقت از خودش سلب مسئولیت میکند و نهادهای اطلاعاتی را مقصر جلوه میدهد.
طرح تجزیه ایران به شش کشور، از قبل از انقلاب در پنتاگون
ایزدی تأکید کرد: نتیجه نهایی این پروژه، دسترسی به نفت ایران است. برای رسیدن به نفت ایران، باید ایران وجود نداشته باشد، زیرا اگر ایران به عنوان یک کشور باقی بماند، بخشهای نفتخیز جدا شده به یک آرمان ملی تبدیل میشوند. اما تا زمانی که جمهوری اسلامی پابرجاست، نه اجازه میدهد نفت ایران از دست برود و نه اجازه تجزیه میدهد. جمهوری اسلامی است که تمامیت ارضی ایران را حفظ کرده است. طرح تجزیه ایران به شش کشور حتی قبل از انقلاب در پنتاگون مطرح بوده است. این مسئله منحصر به یک فرد یا یک دولت نیست، بلکه یک پروژه درازمدت آمریکایی-اسرائیلی است. حتی اگر تجزیه جواب ندهد، آمریکا تاکتیک را عوض میکند، اما اصل داستان سر جای خود باقی است.
اسناد لانه جاسوسی و ویکیلیکس؛ گواهی بر حمایت دیرینه و عدم تغییر سیاست آمریکا
احسان موحدیان با بیان اینکه «ماهیت سیاست آمریکا تغییر نکرده، بلکه سطح شفافیت آن عوض شده است»، گفت: آمریکا همیشه از گروههای تروریستی در ایران حمایت کرده است. در اسناد لانه جاسوسی (۷۰-۸۰ جلد)، بهویژه ۲۰-۲۵ جلد آن، مکرراً به استفاده از نارضایتیهای قومی در کردستان، بلوچستان، خوزستان و ترکمنصحرا به عنوان نقاط آسیبپذیر علیه ساختار ملی ایران اشاره شده است. اسناد ویکیلیکس نیز گواه ادامه همین روند است؛ از جمله سند آگوست ۲۰۰۷ که در آن رئیس موساد به نماینده آمریکا در ناتو از قصد اسرائیل برای استفاده از کردها و اقلیتهای قومی برای سرنگونی حکومت ایران خبر میدهد.
اعتراف ترامپ؛ افشای دوگانگی و ریاکاری دیپلماتیک آمریکا
موحدیان در پاسخ به پرسش درباره پیامدهای بین المللی اعتراف علنی ترامپ، سه بعد را برشمرد: نخست، نقض حقوق بینالملل و اصل مداخله در امور داخلی کشورها (بند ۴ ماده ۲ منشور ملل متحد)؛ دوم، تحریک علنی به اقدام مسلحانه و دعوت از تروریست های تجزیه طلب کردی مستقر در عراق برای حمله به ایران؛ سوم، افشای دوگانگی و ریاکاری دیپلماتیک آمریکا، زیرا همزمان با مذاکرات دیپلماتیک در حال تأمین سلاح برای گروههای مسلح بوده است.
وی افزود: متأسفانه ما نیز در برخورد با جنایات آمریکا بد بازی کردیم و بازدارندگیمان دچار مشکل شده است. اگر پس از شهادت شهید سلیمانی پاسخ قاطع میدادیم، هزینه جنایت آمریکا بسیار بالا میرفت، اما با پاسخهای پلهای و دیپلماسی فریبنده، عقبنشینی کردیم تا به وضعیت فعلی رسیدیم.
راهحل، تغییر رفتار آمریکا از طریق ایجاد بازدارندگی
ایزدی در بخش پایانی اظهار داشت: مشکل اصلی آمریکا با ایران، نفت و منابع و موقعیت ژئوپولیتیک ایران است. رهبر شهید نیز فرمودند که «آمریکا ایران را میبلعد» و نفت، گاز، منابع معدنی و موقعیت ژئوپولیتیک ایران برای آمریکاییها جذابیت دارد. ترامپ نیز صریحاً گفته که نفت ایران را میخواهد. اگر ما به این واقعیت برسیم، راهحل، تغییر رفتار آمریکا از طریق ایجاد بازدارندگی و افزایش هزینههای سیاست خصمانه است. آمریکا باید به این یقین برسد که نهتنها نفت ایران در دسترس نیست، منابع نفت و گاز منطقه هم ممکن است در دسترس خارج شود، ریسک دارد. الان اینا پژوهش شده، بین ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰ میلیارد دلار آمریکاییها از کشورهای جنوب خلیج فارس درآمد دارند. او اگر متوجه شود این درآمد هم ریسک برایش ایجاد شده و ادامه سیاست فعلی این درآمد را میتواند از دست آمریکاییها بگیرد، آن وقت سیاست را عوض میکنند.
وی تأکید کرد: جمهوری اسلامی است که تمامیت ارضی ایران را حفظ کرده است. جمهوری اسلامی نباشد، ایران تجزیه میشود.
راه سوم: تغییر رفتار و نه مذاکره
کارشناس مسائل آمریکا با اشاره به اعتراف علنی ترامپ در حمایت از تروریسم و تجزیه طلبی در ایران در مورد بایسته های سیاست اعلامی و اعمالی ایران با توجه به شفافیت و علنی شدن سیاست آمریکا اظهار داشت: نکته اول درک این واقعیت است که از قبل از انقلاب بحث تجزیه ایران مطرح بوده است. این برای عموم مردم اگر بدانند برای آینده ایران خیلی خوب است.
ایزدی افزود: از این جهت این جمله که آقای دکتر عراقچی داشتند که ما دو گزینه داریم: یکی اینکه در حوزه نظامی آمریکا را شکست بدهیم، یا مذاکره کنیم. مورد اول که ما آمریکا را بگیریم، خوب ما نمیتوانیم الان آمریکا را بگیریم. گزینه دوم مذاکره است. حالا ایشان میخواستند بگن ما یک گزینه بیشتر نداریم، آبروداری کردند. با توجه به ادبیاتی که رهبر شهید تو این حوزهها تولید کرده، راه سوم تغییر رفتار است. اصولاً کشورها در سیاست خارجیشان این کار را میکنند.
ماهیت سیاست آمریکا تغییر نکرده است. آنچه تغییر کرده، سطح شفافیت و علنیسازی این سیاست است. آمریکا همواره از گروههای تروریستی و تجزیهطلب حمایت کرده، اما در دوره ترامپ، این حمایتها علنی، رسمی و بیپرده شده و تغییر در سطح شفافیت و ابزار رخ داده است. هدف تجزیه و بلعیدن ایران است. همان پروژهای که قرار بود در سال ۲۰۰۳ حمله به ایران را محقق کند، در سال گذشته و سال جاری (سه جنگ تحمیلی) به اجرا درآمد و بقیه آن نیز تداوم همان طرح است. بنابراین، نه ترامپ و نه نتانیاهو را نباید استثنا دانست؛ چرا که یک پروژه درازمدت تجزیه ایران از قبل از انقلاب وجود داشته و پس از انقلاب عملیاتیتر شده و تا امروز ادامه یافته است.
بیآبرویی بینالمللی، کاهش اعتماد متحدان حتی در میان گروهک های تروریستی ، خطر سرریز بیثباتی به منطقه از پیامدهای بین المللی اعتراف علنی ترامپ در مورد ارسال سلاح به گروهک های تروریستی تجزیه طلب کرد است.
سیاست جمهوری اسلامی ایران در قبال این سیاست علنی آمریکایی ها باید بر ایجاد بازدارندگی مؤثر و تغییر رفتار آمریکا از طریق افزایش هزینهها، تقویت گفتمان ملی، و حفظ جمهوری اسلامی به عنوان ضامن تمامیت ارضی و نه مذاکره متمرکز باشد.



نظر شما